
ریاضیات پایه
احتمالات
فناوری اطلاعات
مبانی ریاضی
هندسه
شیمی پایه
بیو شیمی
شیمی آلی
شیمی معدنی
کلیات شیمی
نانو شیمی
علوم انسانی
ادبیات ترکی
ادبیات و زبان فارسی
انگلیسی
تاریخ
جغرافیا
حقوق
علوم اقتصادی
علوم انسانی
علوم سیاسی
معارف اسلامی
علوم تجربی
پزشکی
دندانپزشکی
زیست شناسی
تغذیه و سلامتی
فیزیک پایه
الکترونیک
مبانی فیزیک
مکانیک
نجوم
هوا و فضا
موضوعات متفرقه
سینما
مشاهیر
گوناگون
هنر
خدمات
دانلود
طراحی عکس
طراحی لوگو
قالب وبلاگ
گالری عکس
مناسبت های ویژه
فعالیت های سهند
اخبار سایت
گزارش کارها
برای جستجو در تمام مطالب سایت واژه كلیدی مورد نظرتان را وارد کنید :
پیغام مدیر :
با تشکر/آرمین نوروزی
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
هوالمعلم
انجمن جامع سهند مقدم شما بازدید کننده عزیز را گرامی می دارد . این سایت به منظور ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی فارسی برای استفاده ی دانشجویان و دانش آموزان ایرانی طراحی گردیده است . هدف اصلی ما گردآوری مطالب و مقالات پراکنده علمی در وب است و مسئولین این سایت هیچ ادعایی در مورد تهیه و ارایه ی مطالب موجود در صفحات این سایت ندارند و همواره درصورتی که منبع اصلی مقالات موجود بوده نام آن ها ذکر شده است . امید داریم که با استفاده ار انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان اهداف برتر خود را برای ایجاد یک بانک عظیم اطلاعاتی برای افزایش دانش پزوهان جوان ایرانی ادامه داده و بر قله های افتخار نائل شویم . برای تماس با ما از قسمت " تماس با ما " استفاده کنید .
شایان به ذکر است ما از تاریخ 15/02/1388 تحت نظارت اداره ی آموزش و پرورش ناحیه ی 2 تبریز در آمدیم و فقط توسط این سازمان نظارت می شویم .
پاسخ: مزدک شعبهای از آیین مانی است، که در روم پایهگذاری شده و مؤسس آن یک ایرانی به نام «زرتشت خرکان» مشهور به مزدک اهالی فسا، از شهرهای استان فارس است، البته اطلاعات دقیق دربارة مزدک بسیار اندک است.(1)
مزدکیان، به مسائل اقتصادی و مادی، در زندگی انسانها اهمیت زیادی میدادند و شاید بتوان آن را نخستین دینی دانست که امور اقتصادی و مذهبی را، در هم آمیخت.(2) دربارة عقاید مزدکیان نوشتهاند که آنان ازدواج با مادر، خواهر و دختر را جایز میشمردند و عنوان مالکیت را به طور کلی منسوخ و نادیده میگرفتند و میگفتند: خداوند این جهان را برای مردم قرار داده و به هیچ کس اندازة معیّنی نداده است!(3) آیین مزدک همانند کیش «مانی» معتقد به دو اصل: نور و ظلمت بود و عالم محسوس را، نتیجه و ثمرة اختلاط و آمیزش تیرگی و روشنایی میداشتند، ولی بر خلاف کیش مانی این را بر اساس تصادف میدانستند نه طرح و نقشة قبلی!(4)

دین یا کیش زرتشت منتسب به فردی است به نام زرتشت.
تاریخ حقیقى تولد زرتشت بسیار مجهول است، از این رو برخى تاریخ شناسان وجود تاریخى او را منکر شدهاند.
روایات ایرانى تولد او را در حدود 660 سال قبل از میلاد نشان مىدهد که اغلب محققان جدید آن را پذیرفتهاند. بعضى دیگر با قرائن و دلایل موجه، زمان ظهور این پیامبر ایرانى را قدیمتر از این تاریخ دانسته و آن را به حدود سال 1000 ق.م داشتهاند.(1)
تعالیم زرتشت(2)
دین زرتشت مانند بسیارى از ادیان دیگر به تحریف مبتلا شده و عقاید باطل و خرافات موهوم در آن راه یافته است.(3)
دین.

واژه بودا در سانسکریت به معناى کسى است که به روشنبینى و اشراق رسیده است. بودا در نپال متولد شد و احتمالاً در حدود قرن ششم تا چهارم قبل از میلاد مىزیسته است: گویند بودا در 29 سالگى با مشاهده چهار منظره پیر سالخورده، مریض درمانده، جنازه و راهب قصر پدر، همسر و تنها فرزندش را ترک کرد؛ موى سر را تراشید؛ لباس راهبان هندو را پوشید و شش سال به ریاضت مشغول شد و زیر درختى به روشن بینى رسید. بودا پس از 45 سال تعلیم، در هشتاد سالگى درگذشت. از بودا در فرهنگ اسلامى بیشتر با نام "بوذاسف" یاد شده و او را فیلسوفى معتقد به تناسخ دانستهاند که دین باور را در هند رواج داده است. شهرستانى از پیروان بودا با نام "اصحاب بدده" یاد مىکند و مىگوید: بدده به معناى کسى است که در این عالم متولد نشود، نکاح نکند، نخورد، نیاشامد، پیر نشود و نمیرد. برخى از علماى اسلام او را پیامبر دانستهاند چنان که محمد باقر مجلسى داستان بلوهر و بوذاسف را مشتمل بر حکمتهاى شریفه انبیاء و مواعظ لطیف حکما و گنجى از گنجهاى ربانى دانسته است. محمد حسین آل کاشف الغطا نیز بودا را "النبى الهندى" نامیده است.(1)

اولین شب از شبهای قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمیرسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم میخورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل میشوند و به خدمت امام زمان علیهالسلام مشرف میشوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض میکنند.
....

:: دیدگاههای برخی از اندیشمندان جهان درباره سیدالشهداء، حسین بن علی (ع) Viewpoints of Some World Schol
چارلز دیکنز (رمان نویس معروف انگلیسی قرن نوزدهم و نویسنده آثار مشهوری چون الیور توئیست، دیوید کاپرفیلد و داستان دو شهر): «اگر حسین (ع) برای رسیدن به تمایلات دنیوی نبرد کرده بود، آنگاه نمی فهمیدم که چرا نزدیکترین اعضای خانواده و فرزندانش را به همراه خویش برد. این محکمترین گواه آن است که او خالصانه جانش را فدای اسلام نمود».
توماس کارلیله (نویسنده و مورخ اسکاتلندی قرن نوزدهم و نویسنده آثار مشهوری چون علایم دورانها و تاریخ انقلاب فرانسه): «بهترین درسی که از تراژدی کربلا می آموزیم آن است که حسین (ع) و یارانش اعتقاد بسیار راسخی به خداوند داشته اند. آنها نشان دادند که برتری در نفرات ملاک حق یا باطل بودن نیست. پیروزی حسین (ع) علیرغم تعداد اندک یارانش همواره مرا در شگفت فرو برده است».
دکتر روپرت شلدراکه (زیست شناس، نویسنده و فیلسوف انگلیسی قرن بیستم و نویسنده آثار مشهوری چون دانش نوین حیات و تولد دوباره طبیعت): «حسین (ع) با یاران اندکش برای جاه، قدرت یا ثروت قیام نکرد، بلکه برای خلق حماسه ای برتر قیام نمود و تک تک یاران دلیرش، اعم از زن و مرد، می دانستند که دشمنشان بسیار سنگدل بوده و نه تنها برای جنگ بلکه برای کشتن آنها خود را آماده ساخته است. در حالیکه آب حتی بر روی کودکانشان بسته شده بود، زیر آفتاب سوزان و بر روی شنهای داغ می گداختند، حتی یک تن از آنان برای یک لحظه دچار تردید نشد و شجاعانه و بدون هیچگونه عقب نشینی در برابر بزرگترین نابرابری تاریخ ایستادند».

ادوارد گیبون (تاریخدان و نویسنده انگلیسی و عضو پارلمان بریتانیا در قرن هجدهم و نویسنده کتاب معروف ظهور و سقوط امپراطوری روم): «جانفشانی و پرهیزکاری علی (ع) تا به امروز بی نظیر بوده است. او همه خصایصی چون شاعر، فرمانده و قدیس را دربر داشته؛ حکمت و فرزانگی او همچنان در مجموعه سخنانش موج می زند و همه دشمنانش (اعم از حربی و لسانی) مقهور بلاغت و شجاعت او شده اند. پیامبر اسلام از نخستین ساعات بعثث تا آخرین لحظات تدفینش همواره از حمایت دوستی شفیق برخودار بود، کسی که او را برادر، جانشین و به مانند هارون به موسی نسبت به خویش نامید».
سر ویلیام مویر (مستشرق و نویسنده اسکاتلندی قرن نوزدهم): «علی (ع) دارای خردی روشن، پرشور در مهربانی و دوستی امین بوده و از کودکی جان و روح خود را وقف پیامبر اسلام کرده بود. او پس از رسیدن به فرمانروایی مسلمانان، ساده زیست، کم سخن و مخالف جاه طلبی بود».
دکتر هنری استاب (پزشک و فیلسوف قرن هفدهم): «علی (ع) بی اعتنا به دنیا و زرق و برق آن بود، از خدا بسیار پروا داشت، صدقه فراوان می داد، در تمامی کارهایش عدالت را رعایت می کرد، فروتن و مهربان بود، هوشی فراوان و نبوغی سرشار داشت، نه تنها در دانشهای فلسفی و عقلی بلکه در علوم عملی نیز بسیار عالم و دانشمند بود».
رابرت دوری اسبرن (نویسنده انگلیسی قرن نوزدهم): «علی (ع) خالص ترین و برترین مسلمانی است که در تاریخ اسلام ظاهر شده است».

1. مراد از روابط دختر و پسر، رابطهاي است كه خود رابطه، هدف است و مقدمه چيز ديگري نيست. رابطهاي كه خود رابطه هدف نيست، همانند رابطه و معاشرت دختر و پسري كه نسبت خويشاوندي دارند و يا رابطه علمي، شغلي و اقتصادي بين دختر و پسر، اشكالي ندارد
در ادامه مقالات در زمينه چگونگي روابط دختر و پسر از ديدگاه قرآن و روايات به اينجا رسيديم که در ايجاد و شکل گيري رابطه اي نا درست مجموعه عواملي موثر است که مي توان از ميان آنها به نگاه نا مناسب و خود آرايي اشاره کرد . در اين مقاله سعي داريم ديگر زمينه هاي ايجاد ارتباطي نا متعادل را بررسي کنيم و راهکارهايي را براي پيشگيري از آن براي شما بازگو کنيم...
در مورد قیامت و محاسبه اعمال پیروان غیر اسلامى لازم است گذرا امورى را متذکر شویم، بدین شرح:
1 - دین حق در هر زمانى یکى بیش، نیست، بنابر این معنا ندارد بعد از بعثت پیامبر اسلام(ص) و با توجه به خاتمیت آن حضرت، دینى غیر از اسلام مورد قبول درگاه خداوندى باشد (و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه) (1)
2 - رستگارى در جهان آخرت به دو چیز (عمل صالح و اعتقاد راستین به خدا) وابسته است. اگر فردى از عمل پسندیده بهرهمند باشد و نسبت به مبدأ و قیامت باورى درست داشته باشد و به تعبیر قرآن از قلبى سلیم بهرهمند باشد، در قیامت رستگار مىگردد. «یوم لا ینفع و لا بنون إلّا من أتى اللَّه بقلب سلیم».(2)
3 - در جهان بینى اسلامى این ...
پرسش : دانشمندان «ژئولوژى» معتقدند که از عمر نوع بشر در زمین میلیونها سال می گذرد و بر این گفتار خود، از فسیل آثارى از انسانها و نیز ادلهاى از اسکلت سنگ شده خود انسانهاى قدیمى آوردهاند. حال اگر واقعا این فسیل ها برای انسان باشد - که هست - و از معارف دینی ما هم بر می آید که این فسیل ها برای نسل های قبل از ما و غیر مرتب با نسل حضرت آدم هستند . اگر این سخنان درست باشد ، و نسلهای گذشته قیامتشان رسیده باشد ،و آنها بعد از حشر در قیامتشان به بهشت یا جهنم رفته باشند ، فسیل هاشان در این دنیا چه می کند ؟ مگر دوباره با همان بدنشان زنده نشده بودند ؟
پاسخ : ....

در مورد اطفالی که قبل از سن بلوغ می میرند،باید گفت بنابر برخی روایات ، ارواح اطفال شیعیان در عالم برزخ در محضر حضرت فاطمه زهرا یا حضرت ابراهیم و همسرش تغذیه میشوند و پرورش مییابند، همچنان که بنا به روایتی آنان به پدر و مادر یا خویشاوندان نزدیک و مؤمن خود (که قبل از آنها از دنیا رفتهاند) تحویل داده میشوند، تا تغذیه و تربیت شوند(1). شاید وجه آن عنایتی که خداوند به پدر و مادر مؤمن آنان دارد و برای گرامیداشت آنان، فرزندان شیرخوار و اطفال را در عالم برزخ تربیت میکند و رشد میدهد تا در قیامت در بهشت به پدران و مادران مؤمنان ملحق گرداند.(2)
اما در مورد اطفال کافران و مشرکان، روایات متعدد و مختلف است؛ در برخی روایات آمده است آنها در قیامت به صورت طفل محشوری شوند و در آنجا خداوند آنان را امتحان میکند. آنان که از امتحان سربلند بیرون آیند، وارد بهشت میشوند و بنابر روایتی "ولدانٌ مخلّدون" هستند که در طفولیت خدمت اهل بهشت را مینمایند اما آنان که نافرمانی کنند، وارد جهنم میشوند.(3)
پینوشتها:
1. بحار الانوار، ج 5، ص 289 ـ 293.
2. طور (52) آیه 21.
3. بحار الانوار، ج 5، ص 290.
گروهى از متکلمان (دانشمندان علم عقاید و جهان بینى ) معاد راجسمانى دانسته و به وجود روحى جز جسم و مکانیسم بدن معتقد نیستند. درحقیقت روح در نظر آنان , جسم لطیفى است که در بدن سریان دارد. این گروه ,انسان را صرفاً یک موجود مادى مى پندارند و به چیزى جز بدن , عقیده ندارند.
اما گروهى از فلاسفه و پیروان مکتب <مشّاء> تنها به معاد روحانى معتقدند ومى گویند: پس از مرگ , علاقه روح نسبت بدن قطع مى گردد, ولى از آن جا که روح موجود پیراسته از ماده است , فنا و نیستى به آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن , باقى و جاوید خواهد ماند.

گروهى از متکلمان (دانشمندان علم عقاید و جهان بینى ) معاد راجسمانى دانسته و به وجود روحى جز جسم و مکانیسم بدن معتقد نیستند. درحقیقت روح در نظر آنان , جسم لطیفى است که در بدن سریان دارد. این گروه ,انسان را صرفاً یک موجود مادى مى پندارند و به چیزى جز بدن , عقیده ندارند.
اما گروهى از فلاسفه و پیروان مکتب <مشّاء> تنها به معاد روحانى معتقدند ومى گویند: پس از مرگ , علاقه روح نسبت بدن قطع مى گردد, ولى از آن جا که روح موجود پیراسته از ماده است , فنا و نیستى به آن راه ندارد و پس از قطع علاقه از بدن , باقى و جاوید خواهد ماند.

تناسخ دو قسم است:
یک. تناسخ مُلکى: به این معنا که نفس آدمى، با رها کردن بدن مادى خود به بدن مادى دیگرى وارد شود.
دو. تناسخ ملکوتى: به این معنا که نفس با عقاید، اندیشهها، نیتها، گفتارها و کردارهاى خود، بدنى مثالى متناسب با عالم برزخ و بدنى قیامتى متناسب با عالم قیامت ساخته و به صورت آن مجسم مىشود. به بیان دیگر انسان، با عقاید وافعالى که در دنیا مرتکب شده است، براى خویش بدنى در برزخ و بدنى در قیامت مىسازد که نفس او به آن تعلق گرفته و پس از رهایى و مفارقت از بدن مادى، با آن بدنها ترکیب مىیابد. بنا به اعتقاد ما «تناسخ ملکوتى» امرى صحیح بوده؛ ولى «تناسخ مُلکى» باطل است.

عقیده صحیح در مورد معاد آن است که هم روحانی و هم جسمانی است .
در این میان نظرات دیگری نیز وجود دارد .هم چنین در کیفیت معاد جسمانی نیز اختلاف نظر وجود دارد.
مرحوم علامه مجلسى مىگوید: معاد جسمانى از امورى است که همه صاحبان ادیان در آن اتفاق نظر دارند و از ضروریات دین محسوب مىشود و منکران آن از زمره مسلمین خارجند، آیات کریمه قرآن در این زمینه صراحت دارد و قابل تأویل نیست و اخبار در این زمینه متواتر است و قابل انکار نمىباشد.(1)
اینان مىگویند: درست است که کانون پاداش و کیفر و لذّت و ألم، روح است، ولى ما می دانیم که روح، بسیارى از لذّتها و آلام را از طریق چسم دریافت مىکند. بنابراین، باید معاد جسمانى باشد همان طور که ظاهر آیات و روایات بر همین امر دلالت دارد آیاتى از قبیل:
1- «أیحسب الانسان أن لن نجمع عظامه بلى قادرین على ان نسوّى بنانه؛

:: معاد جسمانى است یا روحانی؟ اگر روحانى است، چرا خداوند میفرماید: ما قادریم حتّى سر انگشتانشان را درس
معاد جسمانى است یا روحانی؟ اگر روحانى است، چرا خداوند میفرماید: ما قادریم حتّى سر انگشتانشان را درست کنیم؟ اگر جسمانى است، تکلیف کسانى که چندین نسل پیش بوده و دوباره از خاک آنها انسانهاى دیگرى بهوجود آمدهاند چیست؟
پاسخ:
درباره روح این بحث مطرح است که روح انسان، مستقل است؛ یعنی بعد از مرگ جسم و متلاشى شدن آن، میتواند به بقاى خود ادامه دهد؟ یا علاوه بر استقلال داراى حالت تجرّد از ماده نیز میباشد؛ یعنى خواصّ عمومى ماده را که عبارت است از زمان و مکان و اجزا ندارد.
گروهى از فلاسفه اصرار دارند "روح داراى تجرد است و هیچ گونه کیفیات مادی براى آن معنا ندارد".

:: مردان متقی در جهان باقی هم بالین حورالعین خواهند بود. برای زنان مومنه چه پاداش مشابهی در آن جا هست؟
واژه «حور» از نظر لغت به معناى «خروج از حالت سابق و تبدیل به گونه جدید» است(1). در تبدیل به گونه جدید، دو نظر میان مفسران هست. گروهى از جمله علامه طباطبایى بر این عقیدهاند که: دقت و توجه درباره اوصافى که در قرآن مجید براى «حور» بیان گردیده، چنین استفاده مىشود که این تبدیل به گونه اوصاف زنانه است نه موجودى که آثار و اوصاف مردانه را در بر داشته باشد. به همین جهت به نظر مىرسد که مراد از حور طایفه مؤنث باشد، نه طایفه مذکر.(2)
اما اینکه پاداش زنان مؤمن در بهشت چیست؟ در منابع کلامى و روایى چنین آمده که در روز قیامت، اگر همسر زن مؤمن، اهل بهشت بود، او را اختیار مىکند و اگر از اهل جهنم بود، یک مرد را از میان مردان بهشتى برمىگزیند. شاید فلسفه این کار این باشد که زن برخلاف مرد، از نظر طبیعت تعدّدپذیر نیست. به همین جهت مردى را انتخاب مىکند.
اما گروهى- از جمله آیتاللَّه مکارم شیرازى در مقابل مدعىاند کهحورالعین مىتواند مذکّر هم باشد. براساس این نظر شاید علت اینکه اوصاف حورى که در قرآن به کار رفته، بر مؤنث دلالت مىکند، به این جهت باشد که گفت و گو و محاوره در آن آیات، با طایفه مردان مؤمن بوده است، نه با زنان مؤمن دنیوى. از این رو شیوه محاوره، اقتضا دارد که چنین اوصافى براى این موجودات، ذکر شود.
از مضمون برخى آیات و روایات، چنین برمىآید که مسئله لذتهاى جنسى، اختصاصى به مردان ندارد بلکه زنان نیز در بهشت مىتوانند براى خویش شوهرانى دلخواه برگزینند. اصطلاح «حور» نیز اختصاصى به زنان ندارد بلکه حورهاى مذکر نیز در بهشت وجود دارند.
براى نمونه از امیرمؤمنانعلیه السلام روایت شده است: «در بهشت بازارى است که در آن خرید و فروشى نیست تنها در آنجا تصویر مردان و زنان وجود دارد. هر کس که تمایلى به آنان پیدا کند، از همان جا بر او وارد مىشود»(3).
در بهشت هم حوریان بهشتى وجود دارند که از نعمتهاى بهشتىاند و در دنیا نبودهاند و هم زنان دنیا- که اهل بهشت باشند با زیبایى و شکوهى برتر از حوریان در بهشت حضور دارند و چنانچه مایل باشند، به شوهران خویش مىپیوندند.
پىنوشت
(1) براى آگاهى بیشتر ر. ک: حسن، مصطفوى، التحقیق فى کلمات القرآن، ج 2، ص 335.
(2) المیزان، ج 18، ص 240 و ج 19، ص 223 و 247.
(3) بحارالانوار، ج 1، ص 148.
گناه بر دو قسم است : صغیره و کبیره . از آیات و روایات استفاده مى شودکه مرتکبان صغیره بعد از کیفر متناسب با جرم خود, اهل نجاتند و ان شاءالله وارد بهشت مى شوند:- ان تجتنبواکبائر ما نتهون عند نکفّر عنکم سیّئاتکم - اگر از گناهان کبیره اجتناب کنید, دیگر بدى ها بخشوده مى شود(1) -
از آیه استفاده مى شود آنچه مهم است و دامنگیر انسان مى شود, گناهان کبیره است و صغیره عواقب خطرناکى ندارد. در مورد مرتکبان کبیره بین مسلمانان اختلاف است .
<وعیدیه > (طایفه اى از خوارج ) ارتکاب هر نوع کبیره را موجب کفر مى دانند و معتقدند مرتکب کبیره همیشه در آتش است و هیچ وقت خلاصى ندارد.

از بعضى احادیث استفاده مىشود که فشار قبر براى همه بدون استثنا وجود دارد، منتهى برای بعضى شدید است و کیفر اعمال محسوب مىشود، و برای برخی ملایمتر و به منزله کفاره گناهان و جبران کوتاهىها است.(1) رسول اکرمصلى الله وعلیه وآله هنگام دفن صحابى معروف «سعد بن معاذ» فرمود: «هیچ مؤمنى نیست مگر این که فشار قبر دارد»(2)
امام صادقعلیهالسلام فرمود: «فشار قبر براى مؤمن کفاره ضایع کردن نعمتها توسط او است».(3)
از روایات دیگر استفاده مىشود که بعضى از مؤمنان فشار قبر ندارند و بعضى از اعمال خیر سبب مىشوند که انسان فشار قبر نداشته باشد.

:: پس از قیامت زندگی انسانها در بهشت یا جهنم در کجای این عالم هستی ادامه مییابد و تا چه زمانی ادامه دا
پرسش: پس از قیامت زندگی انسانها در بهشت یا جهنم در کجای این عالم هستی ادامه مییابد و تا چه زمانی ادامه دارد و سرانجام ماندن در بهشت یا جهنم چیست؟
پاسخ: این پرسش شما به دو بخش تقسیم می شود ..
در قسمت اول پرسیده اید که جایگاه بهشت و جهنم کجاست؟
جمعی در پاسخ این سؤال گفته اند از آیات قرآن استفاده می شود که بهشت در آسمانها است، زیرا در آیة 15 سوره نجم که خبر از معراج پیامبر (ص) به آسمانها می دهد می فرماید «عندها جنة المأوی» [بهشت جاویدان نزد سدرةالمنتهی است] (همان نقطه ای که برترین و بالاترین محل آسمان است) هر چند بعضی آن را به بهشت برزخی که ارواح شهدا در آن است، یا بهشت آدم تفسیر کرده اند، ولی هر دو بر خلاف ظاهر تعبیر جنة المأوی است.

سرانجام همه انسانها به یکى از دو نقطه ختم مىشود: بهشت یا دوزخ. قرآن همه را دعوت به بهشت کرده و فرموده: «به سوى مغفرت خدا و بهشتى که وسعتش آسمانها و زمین است سرعت گیرید».(1)
از آیات و روایات استفاده مىشود بهشت براى کسانى است که ایمان به خدا و پیامبر اسلام (ص) داشته باشند و عمل صالح و تقوا پیشه کرده باشند: «الذین آمنوا و عملوا الصالحات طوبى لهم و حسن مآب؛ کسانى که ایمان و عمل صالح دارند، خوشا به حال آنان که خوش جایگاهى خواهند داشت».(2)
مراد، ایمان به خدا و پیامبر و وحى الهى است و مراد از عمل صالح، عمل به دستورهاى قرآن و اطاعت از پیامبر است که از جمله دستورها اطاعت از اولىالامر است. محبت و اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت جزء خمیره ایمان است.

خلود" در اصل لغت به معنى بقاى طولانى و هم به معنى ابدیت آمده است، بنا بر این کلمه خلود به تنهایى دلیل بر ابدیت نیست، زیرا هر نوع بقاء طولانى را شامل مىشود.
ولى در بسیارى از آیات قرآن با قیودى ذکر شده است که از آن به وضوح مفهوم ابدیت فهمیده مىشود، مثلا در آیات 100 توبه 11 طلاق و 9 تغابن در مورد بهشتیان تعبیر به خالِدِینَ فِیها أَبَداً مىکند، که این تعبیر مفهومش ابدیت بهشت براى این گروهها است، و در آیات دیگرى مانند 169 نساء و 23 جن در باره گروهى از دوزخیان همین تعبیر خالِدِینَ فِیها أَبَداً دیده مىشود که دلیل بر جاودانگى عذاب آنها است.
تعبیرات دیگرى مانند ماکثین فیها ابدا در آیه 3 کهف لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا (کهف- 108) و مانند اینها نشان مىدهد که بطور قطع گروهى از بهشتیان و دوزخیان جاودانه در نعمت یا در عذاب خواهند ماند.
بعضى که نتوانستهاند اشکالات خلود و جاودانگى مجازات را به نظر خود حل کنند ناچار دست به دامن معنى لغوى آن زده و آن را به معنى مدت طولانى گرفتهاند، در حالى که تعبیراتى نظیر آیات فوق تاب چنین تفسیرى را ندارد.

مراد از فنا ناپذیری و جاودانگی دو معنا میتواند باشد:
أ) مراد فناناپذیری و جاودانگی در عالم آخرت باشد، یعنی وقتی انسان از دنیا رفت، با مرگ نابود نمیشود و جاودانه میماند. حال در بهشت جاودانه میماند یا در جهنم. پرسش شما این است که اگر انسان برای همیشه زنده باشد و نمیرد، چه فایده دارد؟
به نظر میرسد نباید از نمردن و جاودانگی ناراحت باشید، زیرا همه انسانها به دنبال جاودان بودن خویش هستند. امروزه دانشمندان تلاشهای شبانهروزی انجام میدهند تا بتوانند راهی برای طولانی کردن عمر انسانی پیدا کنند، حال اگر دینی در صدد ایجاد زندگی همیشه برای انسانها باشد، باید از آن استقبال کرد.

شکى نیست که یکى از مخلوقات خداوند، ملائکه هستند. امّا در حقیقت ملائکه که از چه خلق شده اند، بحث هاى فراوان شده است.
از رسول خدا(ص) نقل شده است که اولین مخلوق الهی، ارواح ما بوده است، سپس ملائکه از نور ما خلق شده اند.
و اگر ما نبودیم خداوند ملائکه را خلق نمى کرد.
خداوند ملائکه را آفرید و در آسمان جاى داد.
در روایت دیگر آمده: «خلق الملائکه روحانیین لهم اجنحة لطیرون بها؛ خداوند ملائکه را از روح آفرید و براى آنان بال هایى که پرواز کنند قرار داد».
در روایت دیگر آمده است که ملائکه به صورت هاى مختلف آفریده شده اند؛ یعنى به اَشکال گوناگون وجود دارند.

خوب یا بد بودن پول بستگی به چگونگی بهره گیری از آن دارد. اگراز پول به طور صحیح استفاده شود مطلوب است، زیرا بسیاری از برنامه های معنوی بدون امکانات مادی میسّر نیست. شخصی به امام صادق(ع) عرض کرد: سوگند به خدا که ما طالب دنیا هستیم.
حضرت فرمود: دنیا را برای چه می خواهی؟ عرض کرد: می خواهم به وسیلة آن، زندگی خود و خانواده ام را تأمین کنم و با آن صلة رحم به جا آورم و برای خدا صدقه دهم و حج و عمره به جا آورم. حضرت فرمود: «این طلب دنیا نیست، بلکه طلب آخرت است».(1) بر این اساس...
:: پاسخگویى به این سؤال که جهان از کجا آمده، به کجا مىرود و ما در چه نقطهاى از جهان هستى قرار داریم،
طرح سؤالات به این صورت در مورد کل جهان هستى اشتباه است، زیرا کل جهان به معناى همه اشیاى عالم است و همه جهان، داراى جا و مکان نیست تا بپرسیم از کجا و یا کى به وجود آمده است. زمان و مکان جزئى از عالم است و معنا ندارد کل جهان، از جایى و یا از زمانى به وجود آیند، زیرا هر زمان و مکانى فرض کنیم، باز جزئى از کل جهان است. به عبارت دیگر: کى و کجا فرع برعالم است؛ اول باید عالم و جهانى باشد، سپس به دنبال مکان و زمان باشیم. زمان از حرکت اشیا به وجود مىآید، پس باید اشیایى باشند تا زمانى باشد و مکان نیز مربوط به اشیاى جهان هستى است.

این پرسش به دو شکل قابل فهم و تفسیر می باشد:
نخست این که بگوییم فایده خلقت آسمان وزمین برای انسان به عنوان محور و کانون خلقت, چیست؟ دیگر آنکه بگوییم که خدای متعال خود از آفرینش این کرات چه غایتی را دنبال می نماید .
اگر مراد از این پرسش همان فایده کرات و منظومه ها برای موجود انسانی بوده باشد، باید گفت که این منظومه ها با تمام عظمتی که دارند، می تواند کارکرد آیاتی برای بندگان الهی داشته باشد، به این معنا که انسان با کشف و مطالعه این کرات و منظومه ها می تواند به جلال و عظمت الهی دست یابد و معرفت خود را نسبت به خدای متعال فزونی بخشیده و اعمال بندگی خود را از روی بصیرت و معرفت انجام بدهند.
شاید یک تفسیر از آیه شریفه هفتم از سوره هود همین باشد آنجا که خدای متعال فرمود: «هو الذی خلق السموات و الارض فی سته ایام و کان عرشه علی الماء لیبلوکم ایکم احسن عملا».

اولا : ایـن که برخی مى گویند : «علم ثابت کرده است که چیزى از عدم بوجود نمى آید» مربوط به شرائط کنونى است یعنى در این شرائط که امروز زندگى مى کنیم هیچ گاه دیده نشده است که چیزى از عـدم بـه وجـود بـیاید ولى آیا این اصل از قدیم ترین ایام , یک اصل اساسى در عالم هستى بوده است ؟
هرگز دلیلى براى آن نیست ، مـثلا علم مى گوید : در شرائط کنونى هیچ موجود زنده اى در جهان طبیعت از موجودبى جان به وجـود نـمى آید ، حتى جانداران اعم از گیاه و حیوان همگى از موجود جاندارمتولد شده و به وجود مى آیند ، در حـالى که مى دانیم همیشه چنین نبوده است ، زیرا هنگامى که کره زمین از خورشیدجدا شد ، یـک پـارچـه آتش بود و هیچ موجود زنده اى در آن نبود که دیگر موجودات جاندار از آن به وجود آیند
متکلمان و عالمان علم کلام گفته اند: فرشتگان اجسام نورانی الهی و نیکوکار و سعیدند که بر تصرفان سریع و افعال و اعمال سخت و حیرت انگیز قادرند و نیز می توانند به صورت های گوناگون درآیند.(1)
جمعی از فلاسفه و حکمای اسلام معتقدند: از آیاتی که دربارهء ملائکه آمده است , استفاده می شود آن ها موجوداتی پیراسته از پیوندهای و مجرد از صفات جسمانی هستند. علامه طباطبایی می گوید: از جمله نصوصی که دلالت بر تجرد فرشتگان می کند, این آیه است : «نزل به الروح الامین على قلبک لتکون من المنذرین ; جبرئیل قرآن را نازل گردانید و آن را بر قلب تو فرود آورد تا خلق رابترسانى.
»(2)
روشن است مقصود از قلب , عضو گوشتی صنوبری که طرف چپ معده قرار دارد نیست , بلکه چیزی است که می فهمد و می اندیشد; یعنی روح .بنابراین نزول قرآن بر قلب , تنها در صورتی صحیح است که مجرد باشد, مانندوجود معنا.(3)

:: وقتی خداوند انسانها را تنها در زمین قرار داده و زمین در برابر تمام عالم هستی فقط به اندازه سر سوزنی
پرسش: وقتی خداوند انسانها را تنها در زمین قرار داده و زمین در برابر تمام عالم هستی فقط به اندازه سر سوزنی است، پس دلایل آفرینش کهکشانهای دیگر چه بوده است؟
پاسخ :این پرسش به دو شکل قابل فهم و تفسیر می باشد:
نخست اینکه بگوییم فایده خلقت کراتِ دیگر برای انسان به عنوان محور و کانون خلقت, چیست؟
دیگر آنکه بگوییم که خدای متعال خود از آفرینش این کرات چه غایتی را دنبال می نماید؟
اگر مراد از این پرسش همان فایده کرات و منظومه ها برای موجود انسانی بوده باشد, باید گفت که این منظومه ها با تمام عظمتی که دارند, می تواند کارکرد آیاتی برای بندگان الهی داشته باشد. به این معنا که انسان با کشف و مطالعه این کرات و منظومه ها می تواند به جلال و عظمت الهی دست یابد و معرفت خود را نسبت به خدای متعال فزونی بخشیده, و اعمال بندگی خود را از روی بصیرت و معرفت انجام بدهند.

در کنفرانس تد 2010برترین ایده دنیا انتخاب شد
اشعه هاي کاتدي و کشف الکترون
Gps
صداي ديجيتالي با VOIP
رویای خیس
هورمون زنانه پروژسترون، خطر مرگ ناشي از آسيبهاي مغزي را كاهش ميدهد
بيخوابي، مغز را تحليل ميبرد
مديتيشن، طاقت و توان ذهني را تقويت ميكند
ابداع روش جديد براي نگهداري از واكسنها در دماي معمولي
دلایل تلف شدن رویانا/ شنگول و منگول در سلامت هستند
اضافه وزن خطر ديابت بارداري را افزايش مي دهد
آزبست، ابتلا به سرطان ریه در سیگاریها را 200 برابر میکند
آشپزباشی
لج و لجبازي
نقدی بر فیلم کتاب قانون