
ریاضیات پایه
احتمالات
فناوری اطلاعات
مبانی ریاضی
هندسه
شیمی پایه
بیو شیمی
شیمی آلی
شیمی معدنی
کلیات شیمی
نانو شیمی
علوم انسانی
ادبیات ترکی
ادبیات و زبان فارسی
انگلیسی
تاریخ
جغرافیا
حقوق
علوم اقتصادی
علوم انسانی
علوم سیاسی
معارف اسلامی
علوم تجربی
پزشکی
دندانپزشکی
زیست شناسی
تغذیه و سلامتی
فیزیک پایه
الکترونیک
مبانی فیزیک
مکانیک
نجوم
هوا و فضا
موضوعات متفرقه
سینما
مشاهیر
گوناگون
هنر
خدمات
دانلود
طراحی عکس
طراحی لوگو
قالب وبلاگ
گالری عکس
مناسبت های ویژه
فعالیت های سهند
اخبار سایت
گزارش کارها
برای جستجو در تمام مطالب سایت واژه كلیدی مورد نظرتان را وارد کنید :
پیغام مدیر :
با تشکر/آرمین نوروزی
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
هوالمعلم
انجمن جامع سهند مقدم شما بازدید کننده عزیز را گرامی می دارد . این سایت به منظور ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی فارسی برای استفاده ی دانشجویان و دانش آموزان ایرانی طراحی گردیده است . هدف اصلی ما گردآوری مطالب و مقالات پراکنده علمی در وب است و مسئولین این سایت هیچ ادعایی در مورد تهیه و ارایه ی مطالب موجود در صفحات این سایت ندارند و همواره درصورتی که منبع اصلی مقالات موجود بوده نام آن ها ذکر شده است . امید داریم که با استفاده ار انتقادات و پیشنهادات شما عزیزان اهداف برتر خود را برای ایجاد یک بانک عظیم اطلاعاتی برای افزایش دانش پزوهان جوان ایرانی ادامه داده و بر قله های افتخار نائل شویم . برای تماس با ما از قسمت " تماس با ما " استفاده کنید .
شایان به ذکر است ما از تاریخ 15/02/1388 تحت نظارت اداره ی آموزش و پرورش ناحیه ی 2 تبریز در آمدیم و فقط توسط این سازمان نظارت می شویم .





از مدت ها قبل پژوهشگران به این نتیجه دست پیدا کرده اند که یکی از فاکتورهای حیاتی برای قضاوت در مورد کیفیت رابطه، اندازه گیری میزان خوش مشربی و شوخ طبعی در آن است. اگر در یک رابطه خنده وجود داشته باشد، می توان نتیجه گرفت که آن ارتباط سالم است. زمانی که خنده و شادی متوقف شود، ارتباط به لبه پرتگاه نزدیک خواهد شد. اگر شما به دنبال آن هستید تا روابط رضایت بخش تری را چه در محیط خانه و چه در ارتباطات شغلی خود داشته باشید، باید به شادی و لبخند اهمیت داده و حس شوخ طبعی خود را نیز افزایش دهید.
در این قسمت شما را با ۵ تکنیک آشنا می کنیم که به واسطه آن هم می توانید حس شوخ طبعی خود را ارتقا بخشید و هم سلامت روابط خود را تضمین کنید.

بر خلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند عشق یکباره پیدا می شود و همیشه می ماند و یا حتی بیشتر می شود؛ واقعیت اینست که عشق ممکن است یک لحظه ایجاد شود، اما همانند بذری است و در صورتی باقی می ماند و رشد می کند که در زمین مناسبی جای گیرد، آب و نور کافی به آن برسانیم؛ مرتب آفت کشی کنیم و به آن کود بدهیم و مستمراً به آن رسیدگی نمائیم.

سلامت روانی یك وضع وحال كاملا" طبیعی است و وسیله رسیدن به آن نیز در دسترس همه ما قرار دارد. به عقیده روان شناسان اجزاء یك زندگی مؤثر و مثبت و سازنده را مجموعه سنجیده ای از تلاش های جدی و پیگیر ، همراه با اندیشه روشن ، شوخ طبعی و اعتماد به خود تشكیل می دهند. ما معتقد به فرمول های تخیلی ، یا كاوش های تاریخی در گذشته شما نیستیم تا كشف كنیم كه مثلاً چون با شما به شدت و سختگیرانه رفتار شده است پس دیگران مسئول اندوه و ناراحتی شماهستند. این مقاله راههای دستیابی به شور و شادی را ارائه می دهد و بر مسیری روشن و قابل فهم و منطقی بر مسئولیت و تعهد نسبت به خود و شور زندگی و تمایل به داشتن شخصیت انتخابی خود تكیه دارد .
پرسش : میخواستم بدونم اگه یه دختر با یه پسری خیلی عادی مثل دو تا دوست همجنس و البته با رعایت حدود ،دوست باشن و فقط در باره مسائل روزمره گاهی مشکلات شخصی شون حرف بزنن اشکال شرعیش چیه ؟ در بعضی جاها گفته شده اگر پدر مادرا بدونن مورد نداره ، ولی میخوام بدونم در جامعه ما که بر اساس جو مذهبی یا بهتر بگم تعصبی که در اذهان مردم ایجاد شده وقتی درست برخورد نمی کنن پدر مادرا و سریع موضوع ازدواج یا علاقه خاص به ذهنشون می رسه ، چطور می شه باهاشون در میون گذاشت یا اینکه اگه نوع رابطه از نظر شرعی حرامه ، پس چه فرقی می کنه کسی بدونه یا ندونه ؟
پاسخ در ادامه مطلب ....

دلایل بسیاری بر وجود خداوند می توان اقامه کرد ، اما مهم ترین دلایل علمی برای اثبات وجود خدا ، آن دلایلی است که از راه نظم موجود در طبیعت و موجودات طبیعی می توان به وجود خداوند حکیم و مدبر رسید . تمام رشته های علوم ثابت می کند که در دنیا نظام معجزه آسایی وجود دارد که اساس آن ،قوانین وسنن ثابت و غیر قابل انکار جهان هستی است. تلاش و کوشش دانشمندان و احاطه به این قوانین ،امکان می دهد که بشر از راز هستی پرده برداری کند که در این مختصر فقط به یک استدلال ساده از پرفسور ادموند کارل کورنفلد استاد و محقق شیمی لاستیک و داروهای ترکیبی آلی و تکامل شیمی آلی میآوریم؛ «پرفسور ادوین کانلین زیستشناس دانشگاه پرینستون غالبا میگفت: «احتمال پیدایش زندگی از تصادفات به همان اندازه است که در نتیجه حدوث انفجاری در یک چاپخانه، یک کتاب قطور لغت بوجود آید» من این بیان را بدون قید و شرط تأیید میکنم. من عقیده راسخ دارم که خدایی وجود دارد که جهان را خلق کرده و از آن نگهداری میکند... من خدا را خدایی (میدانم) ...

اگر منظور از تصوّر خدا آن است که خداوند را به شکل موجودی تصور کنیم، تصور و تصویر خداوند محال است، چون خداوند دارای صورتی قابل تصویر نیست. هر چه تصویری از او تصور کنیم، ساخته و پرداختذهن ما خواهد بود. امّا خداوند که خالق هستی است، نمیتواند مخلوق ذهن بشر باشد.
اگر منظور از تصور، شناخت خداوند است، پاسخ مثبت است و ما انسانها به اندازه گستره وجودی و سطح دانش خود میتوانیم علم به وجود خدا پیدا کنیم.
بدیهی است که خداوند چون موجودی نامتناهی است و ما موجودی متناهی و محدود هستیم، هرگز متناهی و محدود، احاطه کامل به وجود غیر متناهی و نامحدود پیدا نخواهد کرد و همواره شناخت ما ناقص خواهد بود، ولی این امر موجب نمیشود که بگوییم ما نمیتوانیم هیچ گونه شناختی از خدا داشته باشیم، زیرا از نظر دین، برخی درجات معرفت و خدا شناسی ممکن است، هر چند معرفت تام و احاطه کامل ممکن نیست.

این پرسش، قرنها فکر بشر را به خود مشغول ساخته و آرا و عقاید بیشماری را نسبت به علت و منشأ جهان هستی به وجود آورده است.
در دنباله تمام فرضیههایی را که راجع به منشأ جهان هستی قابل تصور است، ذکر میکنیم تا معلوم شود که جهان، نیاز به خالق و آفریننده دارد.
هفت راه برای حل معمای هستی، قابل تصور میباشد:
1ـ جهان هستی ازلی است و نیازمند به علت نیست.
این فرضیه صحیح نیست، زیرا ازلی بودن جهان دو تصویر دارد:
أ) جهان هستی با همین صورتی که مشاهده میکنیم، از ازل بوده تا ابد، پایدار است.
ب) صورت فعلی جهان حادث است، ولی عناصر و موادی که از نظام را پدید آوردهاند، ازلی و ابدی هستند.
فرض اوّل قابل پذیرش نیست، زیرا اوّلاً هیچگونه دلیلی بر اثبات این نظریه وجود ندارد؛ ثانیاً با پیشرفت علوم، بطلان قطعی آن ثابت گردیده است.(1)

آری خداوند وجود دارد، زیرا همة ما میدانیم که جهان وجود دارد. پس جهان خدایی دارد که آن را آفریده است .
برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار
ولی ما در این جا به توضیح دلیلی که در بالا اشاره شد میپردازیم ، و آن عبارت از "اصل علیت" است.
اصل علیت مورد پذیرش همة متفکران جهان است و هیچکس یافت نمیشود که آن را منکر باشد و میگوید: هیچ پدیدهای خود به خود و بدون علت بهوجود نمیآید. از این رو در جهان هستی هر حادثهای که رخ دهد ، فورا از علت آن جستجو میکنیم . اگر ساختمان جدیدی را ببینیم، یقین پیدا میکنیم دارای مهندس و بنا و کارگردانی بوده و در اثر کار و کوشش آنان ساختمان درست شده است . هرگز احتمال نمیدهیم که خود به خود و بدون علت بهوجود آمده باشد . اگر قلم و کاغذ سفیدی روی میز مطالعه مان گذاشتیم و از اتاق بیرون رفتیم ، بعد از برگشتن دیدیم کاغذ سیاه شده و خط هایی در آن نوشته شده است، اطمینان پیدا میکنیم که در غیاب ما کسی رفته و با آن قلم ...

ضرورت وجود خدا، چیزی نیست که تنها ادیان از آن سخن گویند، بلکه مسئلهای واقعی و حقیقی است که بشر به عقل و فطرت خود آن رادرک میکند. آنچه ادیان در این زمینه ارائه دادهاند، تأیید عقل و ارائه بینش حقیقی و کامل درباره مبدأ جهان و صفات والای او، نیز جلوگیری از انحراف انسانها از مسیری که در پیش دارند است. بینش انسانها در مورد جهان، هدف و مبدأ خلقت و مختلف بوده است. آنان که عقلانی فکر کرده و به تأمل و تعقل درباره خلقت پرداخته، یقین یافتهاند که جهان آفرینش بدون خالق آگاه و توانمند نبوده، خالق نیز جهان را به عبث و بیهوده نیافریده، بلکه غایتی ارزشمند دارد و آن هدف در دنیا محقق نمیشود، پس قطعاً معادی هم وجود دارد که غایت خلقت در آن است. با تأمل دریافتهاند که خالق جهان باید آگاه، توانمند، ...

:: اگر یک کودک هشت ساله از ما سئوال کرد که خداوند چگونه خودش به وجود آمده ، با چه زبانی باید این موضوع
خدا جویی و خداشناسی یکی از مسایل فطری بشر است؛ یعنی کشش به سوی شناخت خداوند یکی از احساسات ذاتی و درونی است و نیاز به استدلال ندارد. همان گونه حس زیبایی نیاز به استدلال ندارد. هنگامی که یک منظرة بسیار زیبای طبیعی، یا یک گل بسیار خوش رنگ و خوش بو را می بینیم، جاذبة نیرومندی از درون خود نسبت به آن احساس می کنیم که نام آن را عشق به زیبایی می نهیم و هیچ گونه نیازی به استدلال در این جا نمی بینیم. خداشناسی نیز همین طور است و یک کشش و جاذبة فطری است. به همین دلیل هیچ قوم و ملتی را نه در امروز و نه در گذشتة تاریخ مشاهده نمی کنیم که نوعی از عقاید مذهبی بر فکر و روح آن ها حکم فرما نباشد. به همین خاطر است که قرآن روی بت پرستی و شرک تکیه کرده است،نه اثبات وجود خدا، چرا که این موضوع در اعماق سرشت هر کس نهفته است. معمولاً بچه ها با اندک توضیح والدین شان در مورد خداشناسی قانع می شوند، گرچه پدر و مادرشان بی سواد باشند و با زبان سادةخودشان توضیح داده باشند.

در برآیند کلی شناخت انسان نسبت به خداوند سبحان دوگونه است:
1ـ شناخت حصولی: که مقصود از آن شناخت از راه عقل، تفکر، اندیشه، استدلال و برهان و نظم در عالم طبیعتاست که راحت ترین راه در این مسیر، تفکر و سیر در آیات الهی در جهان هستی و به خصوص عالم ماده که بهتر قابل لمس است و تدبر در موجودات و عجایب خلقتاین جهان است . در قرآن نیز بر این روش خداشناسی تاکید شده و آیات بسیاری در مورد خلقت این جهان و نشانه های خداوند در آن بیان شده است.
2ـ شناخت حضوری، که خود دوگونه است:
1ـ2ـ درک فطری یا خداشناسی فطری:
که یک علم حضوری غیراکتسابی در نهاد انسان و بیرون از محدوده اختیاراوست. این شناخت فطری در بیشتر انسانها تنها استعداد و مایهای است که آدمی با تلاش خود میتواند آن را از حالت استعداد و قوهبه فعلیت در آوردهو از حالت ابهام به مرحله درک حضوری آگاهانه برساند.

رحم و رحمت در اصل (لغت) به معنى حالت نفسانى خاصى است که موقع مشاهده منظره نیازمندان و بیچارگان به انسان دست مىدهد و او را وادار مىکند که براى رفع نواقص و تأمین احتیاجات آنان بکوشد. این معنى بعد از تحلیل به "بخشش و عطا براى رفع نیازمندىها" بازمىگردد. (یعنى جوهره معناى رحم و حقیقت آن، این است) و هرگاه در مورد خداوند به کار رود، منظور همین معنى است، نه آن حالت نفسانى، (1) چون تغییر حالت براى خداوند محال است.
غضب حالتى است که براى رفع ناملایمات و انتقام عارض انسان مىگردد و در مورد خداوند عبارت است از کیفر عذاب. یکى از یاران امام باقرعلیهالسلام گوید: از آن حضرت سوال شد: چه مىفرمایید در آیه "و من یحلّل علیه غضبى فقد هوى، و هر کس غضبم بر او وارد شود، سقوط مىکند".(2) مراد از غضب در این جا چیست؟
حضرت فرمود: "همان عذاب است، چه اگر کسى بپندارد خداوند از حالتى به حالتى دیگر متحول مىشود، او را به صفتى از صفات مخلوقات توصیف (تشبیه) نموده است، زیرا خداوند را هیچ چیزى تحریک نکند تا او را دگرگون سازد".(3)

همه شرایع آسمانی براساس توحید و یکتاپرستی استوار بوده و بارزترین اصل مشترک در میان آن ها, اعتقاد به توحید است و همه متفکران الهی هم نیز به بیش از یک واجب بالذات معتقد نیستند. در مسئله خلقت ،ربوبیت و عبودیت اقوالی شرک آلود هست , ولی در اصل واجب , قولی که برای ذات واجب الوجود, ثانی و شریکی باشد نقل نشده است .
بعضی هم که شبهه ای مطرح کرده اند خودش و سایرین آن شبهه را ابطال کرده اند. (1) با توجه به این که اصل مسئله شما مربوط به توحید حق تعالی است , در ابتدا مطلبی را که مرحوم علامه طباطبایی در اثبات واجب الوجود دارند هم می آوریم که این مطلب علاوه بر اثبات واجب , یگانگی و غیر متناهی بودن او را نیز ثابت می کند, علاوه بر این , طبق این بیان اصل وجود واجب و وحدت وی بدیهی است نه نظری و می رساند وجود حق تعالی قابل شک نیست .

قدر: یعنی اندازه و اندازه گیری و تعیین حدّ و حدود چیزی و در اصطلاح به این معنا است که خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده و آن را بر اساس اندازه گیری و محاسبه و سنجش آفریده است.
قضا: یعنی حکم و قطع و حتمیت. در نظام آفرینش،موجودات مادی از چندین راه ممکن است به وجود بیایند، (مثلاً اگر به خانه شما از چند کوچه راه باشد، ورود به خانه شما از چند راه ممکن است. حال اگر از میان چندین راه ممکن، علل و اسباب پیدایش یکی از آنها فراهم شد و تنها همان یکی تحقق یافت، این مرحله از تحقق را قضا می نامند.

پاسخ را در سه محور بیان می کنیم:
1- مفهوم پرستش: مفهوم پرستش در زبان فارسی ، معادل مفهوم عبادت در زبان عربی است. برای این لفظ تعریف های متعدد شده است. نقطه مشترک در این تعریف ها : خضوع در مقابل موجودی که آن را برتر می دانیم. در برخی تعریف ها آمده خضوع در مقابل موجودی که مالک شأنی از شئون وجود و حیات می باشد. در برخی تعریف ها تصریح شده که این خضوع در صورتی که همراه با تقدیس باشد ، عبادت و پرستش محسوب می شود.
2- چرایی اصل پرستش: روان شناسان معتقدند که در وجود انسان گرایش هایی به صورت فطری قرار دارد که یکی از آنها گرایش به پرستش است. گرایش های دیگر ، حقیقت جویی ، زیبا طلبی و کمال خواهی است.

:: چگونه ممکن است خدا با آن همه عظمت را درون خود یا اطرافمان بیابیم؟ با دلایل معتبر خدا را ثابت کنید .
برای پاسخ به آن ذکر چند مقدمه ضروری به نظر میرسد:
اولاً: پیش از پرداختن به پاسخ اصلی باید بدانیم انسان محدودیتهای خاصی دارد، از جمله این که هر موضوعی را با قرینه میشناسد، مثلاً عدالت را در مقایسه با ظلم میشناسد و روشنایی یا تاریکی. اگر شب و سایهای نبود و همه جا به یک اندازه روشن بود نمیتوانستیم مفهوم نور را درک کنیم و چون خدا همیشه هست، درک او برای ذهن اندکی دشوار به نظر میرسد. اگر خداوند مانند نور بود، با فرا رسیدن شب میدانستیم آن وقت خدا نیست. البته روشن است که این غیر ممکن است و فقط برای فهم ذهن و نقص ادراکی انسان بیان شد.

أدیان آسمانی و پیشوایان دینی و علمای اخلاق، تأکید زیادی به خودشناسی و لزوم پرداختن به خویش دارند، البته اصرار و توصیه آن ها ارشادی است به یک حقیقت فطری و عقلی.
قرآن کریم و روایات معصومین(ع) توجّه خاصی به خودشناسی دارند و برای نفس انسان حساب جداگانه ای را باز کرده اند. در سورة مائده آمده است: "علیکم أنفسکم لا یضرّ کم من ضلّ إذا اهتدیتم؛ به خویشتن بپردازید. کسی که گمراه شد، به شما زیان نمی زند، اگر هدایت یافتید".(1)
مرحوم آمدی در کتاب شریف غررالحکم و دررالکلم، در این زمینه، قریب به سی روایت را با مضامین گوناگون از مولای متّقیان علی(ع)، جمع آوری نموده است. معروف ترین روایت در این زمینه، از پیامبر گرامی(ص) می باشد که خودشناسی را راه خداشناسی معرّفی فرموده اند: "من عرف نفسه فقد عرف ربّه؛ هر کس نفس خویش را شناخت، خدای خویش را شناخت".(2)

آن چه را انسان میتواند با مراجعه به فطرت و وجدان و برهانهای عقلی درک کند اصل وجود خدا و صفات کمال اوست یعنی هر انسان باشعور وقتی که این جهان وسیع را با این نظم دقیق و اسرار شگفتانگیز دید، به حکم فطرت و عقل میباید که آفریدگاری عالم و توانا و حکیم این جهان را خلق کرده است و همین مقدار برای اصل اعتقاد به خدا کافیست .
البته هر چه بیشتر به آثار علم و قدرت و حکمت خدا برخورد کند، یقین او محکمتر و خلل ناپذیرتر میشود.
به علاوه هر چه در راه عمل به وظیفه انجام دستورات الهی بیشتر کوشا باشد ، معرفت و شناسایی او نسبت به خدا زیادتر و محکمتر میشود ؛ تا آنجا که امام علی(ع) میفرماید: "ما رأیت شیئاً الا وقد رأیت الله معه" یعنی هیچ چیز را ندیدم مگر آنکه خدا را هم با او دیدم . یکی از معانیش این است که یک یک موجودات دلیل بر وجود خدای متعال است.

خداوند متعال قابل رویت نیست. این صفت, یکى از بحث انگیزترین صفات سلبى است و درباره آن اختلاف شدیدى وجود دارد.
متکلمان امامیه و معتزله معتقدند که خداوند, نه در دنیا و نه در آخرت, قابل رویت حسى نیست. در مقابل, مجسمه, که خداوند سبحان را جسم و داراى جهت مى شمارند, رویت حسى او را, به طور مطلق (چه در دنیا و چه در آخرت) ممکن مى دانند.
اهل حدیث و اشاعره نیز راى میانه اى را برگزیده, و بر این باورند که در آخرت مومنان مى توانند خداوند را با چشمان خود مشاهده کنند. اشعرى در این باره مى گوید: ما معتقدیم که خداوند در آخرت با چشم دیده مى شد, آن چنان که قرص کامل ماه در شب بدر دیده مى شود و مومنان او را مى بینند.(1)
با توجه به اینکه هر یک از فرق یاد شده کوشیده اند, علاوه بر اقامه ادله عقلى و نقلى بر مدعاى خود, به نقد ادله گروه مخالفت بپردازند, بحث ((رویت)) به مبحثى مفصل و گسترده تبدیل شده است.

پاسخ:
همین سئوال را مردی از امام باقر(ع) پرسید امام(ع) در پاسخ فرمود: "به قلبت رجوع كن و ببین كه آیا دوستان خدا را در دل دوست داری یا خیر؟ اگر چنین محبّتی را در خویش یافتی بدان كه پروردگار نیز تو را دوست میدارد.".
اصول كافی، ج 2، ص 126، باب حُبّ الله.
سؤال شما از دوستی خداوند به دو صورت قابل فهم است: یكی آن كه علامت محبّت الهی به بندگان و آفریدهگان خود چیست؟ و دیگر آن كه نشانههای محبت او نسبت به یك بنده خاص چه چیزی است؟ در مورد مسئله اول نشانههای بسیاری از حضور محبت خدا نسبت به بندگان میتوان به دست داد. حالات روحی، روانی ما میتواند نشان دهنده آن باشد. حقیقت این است كه ما تا به كسی ارادت و محبّتی نداشته باشیم، به دیدارش نمیرویم،

پاسخ:درباب توحید ذاتی و وحدت حقیقی خداوند، بیان شده است که: تنها هستی مستقل، وجود بینهایت خداست و غیر خداوند، همه، موجوداتی در طول هستی او، فقر محض و عین ربط به او هستند و هیچ موجودی در عرض وجود خداوند و مستقل از او نیست؛ لذا هر چه در هستی موجود شود، اعمّ از ذوات و شؤون آنها و حتی افعال اختیاری انسان، همه در حقیقت از خداوند و عین احتیاج به او هستند. بر این اساس، در فلسفه گفته میشود: «لا مؤثّر فی الوجود الاّ الله» و خداوند، فاعل حقیقی تمام افعال شمرده میشود.
بنا بر این چون انسان موجودی ممکن الوجود است و در جای خود ثابت شده است که وجود ممکن عین فقر است نه موجودی است که فقر و نیاز باری او ثابت باشد نیاز به موجودی به نام واجب الوجود دارد که ما از ان تعبیر به خدا می کنیم.
شکی نیست که خداوند به عمل ما نیازی ندارد. قرآن مجید میفرماید «انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید؛ شما به خدا نیازمندید و خدا بی نیاز ستودنی است». (1) امام علی میفرماید: «خداوند مخلوقات را آفرید، در حالی که از اطاعتشان بینیاز و از پیامد سوء نافرمانی آنها در امان بود».(2)
آن چه برای رضای خدا انجام میدهیم، سود و نفع آن برای خودمان است.
پس ما به خدا نیاز داریم، چون تکامل مادر قرب و نزدیکی به او است.
البته قرب و بُعد مکانی و زمانی در مورد خدا بیمعنی است. خداوند هیچ نسبتی با زمان ومکان ندارد، بلکه منظور قرب معنوی است. راه رسیدن به قرب پروردگار، بندگی و عبادت است قرآن مجید فلسفۀ آفرینش را عبودیت میداند: «ما خلقتُ الجنّ و الانس الاّ لیعبدون؛ جن و انس را نیافریدم جز برای آن که مرا عبادت کنند».(3)

برای تبیین لزوم شناخت خدا دوگونه دلیل میتوان ارائه داد: دلایل نظری و عملی.
دلایل نظری لزوم شناخت خدا :
دست کم دو عامل درونی انسان را به سوی شناخت خدا و معرفت به او سوق می دهد.
1 - عامل عقلانی: انسان در مسایل گوناگون به فکر خود متوسل میشود.پیرامون موضوعی، از ابعاد گوناگون میاندیشد. وجود این استعداد تحلیلی و منطق عقلانی، میطلبد دربار? خدا نیز بر اساس عقل و منطق بیندیشد.
انسان بر آن است به نیروی عقل و منطق خود، علت اصلی وجود جهان شگفت را دریابد و خدایی را که آفریننده هستی و سازنده جهان است شناسد.(1)
"متکلمان و اندیشمندان اسلامی، از دیر زمان برای اثبات لزوم گام نهادن در طریق خداشناسی بردو اصل تکیه کردهاند:

آری حضرات معصومین(ع) مردم را از تفکر در کُنْه وجود خداوند نهی فرموده اند. این را عقل نیز تأیید می کند، زیرا بشری که از هر جهت محدود است، قادر نیست به کُنْه موجودی که از هر جهت بی نهایت است، پی ببرد.
حضرت صادق(ع) فرمود: "بر حذر باشید از تفکر در کنه ذات خدا چون نتیجه ای غیر از سرگردانی و گمراهی ندارد".
ما در دل طبیعت پرورش یافته ایم و همواره با این دستگاه تماس داشته و با آن انس گرفته ایم. هر چه دیده ایم، پدیده های طبیعی بوده و علم و قدرت ما محدود است. با این حال و با این همه محدودیت چگونه می توانیم به کنه وجود خدای نامحدود دست یابیم؟! چگونه علم محدود ما می تواند از کنه وجود نامحدود خبر دهد؟ خدایی که مانند ندارد و هیچ شباهتی به مخلوقاتش ندارد، چگونه می توان از ذات او خبر داد؟ امامان معصوم(ع) که گفته اند در ذات خدا تعقل و تفکر نکنید، از یک واقعیت و حقیقت خبر داده اند، و آن این که رسیدن به کنه خدا برای بشر غیر ممکن است و شبیه این می باشد که بگوییم دریا را در کوزه جا بدهیم، که امری است نا ممکن، زیرا علم حقیقی و واقعی به کنه یک حقیقت، احاطه به آن است، یعنی شخص عالِم به معلوم خویش محیط است. از نظر عقل، احاطة وجود محدود به یک وجود نامحدود محال است، یعنی نامحدود نمی تواند در حیطة محدود قرار گیرد؛ پس انسان که وجود محدود است، نمی تواند احاطه به یک حقیقت نامحدود و نامتناهی داشته باشد، پس علم حقیقی به ذات نامحدود برای بشر ناممکن است.
بنابراین عقل انسان وی را از تفکر در ذات الهی نهی می کند و کلمات معصومین نیز به حکم عقل دلالت می کنند.
:: در سنی هستم که دوست دارم ازدواج کنم و این مطلب به صورت غیر مستقیم به پدر و مادرم گفتهام اما آنها می
:: در صورتی که شخصی را دوست داشته باشیم، چگونه خود را برای او ارزشمند سازیم و به او بفهمانیم که دوستش د
اگر مقصودتان همکلاسی و دختری است که زیاد دوستش داری، ابتدا پاسخ سؤال اوّل و پاسخهای ضمیمه را به خوبی مطالعه کنید. در پاسخ تأکید داشتیم که نباید دوستی و حتى اظهار دوستی افراطی باشد، زیرا زیادهروی در هر چیز باعث دلزدگی و رنجش میشود. اظهار دوستی بیش از حد شما نه تنها باعث جلب دوستی او نخواهد شد، بلکه چه بسا باعث رنجش و دلزدگی شود و نه تنها شما را به هدفتان نزدیک نمیکند، بلکه از آن دورتر میشوید.
برای ارزشمند ساختن خودتان لازم است که متعادل و منطقی برخورد کنید. خوبی و محبت کردن، خوشرو بودن، سلام کردن و غیره این احساس را تقویت میکند. در عین حال نباید در این مسئله وسواس داشته باشید که در فکر او نسبت به شما چه میگذرد.

دوست داشتن جنس مخالف تا زمانی که به صورت عمل غیر شرعی ظاهر نشود، گناه نیست، اما ادامه این حالت ممکن است آثار نامطلوب اجتماعی و روانی برای انسان در پی داشته باشد، بنابر این لازم است در چنین صورتی، مسئله را به نوعی حل نماید و باقی ماندن بر این حالت پسندیده نیست.
اگر دوستی پسر برخاسته از هوی وهوس نباشد و او را برای ازدواج و انتخاب همسر مناسب میداند و شرایط پسر برای ازدواج مناسب باشد، بهتر است این موضوع را به گونهای به آگاهی شخص مورد نظر برساند تا اگر علاقه دو طرفه باشد، برای خواستگاری اقدام نماید اما اگر چنین نبود، این مسئله پایان یابد. در ضمن انسان نباید بر اساس خواهش دل و هوای نفس رفتار نماید؛ زیرا موجب تضعیف اراده شده و در کارها انسان را از عمل مثبت و پرهیز از گناه باز میدارد.

پرسش :آیا بسته شدن « بخت » یا مواردی از این قبیل صحت دارد یا نه؟
پاسخ : سرنوشت انسان ها در دست خدا و در گرو عمل او است و این که بخت کسى را بسته اند، اعتقادى عوامانه و مردود است. انسان ها به دلایل خاص و بعضاً نامعلوم، در طول زندگى خود دچار تحوّلاتى مى شوند که در عالم خلقت امرى طبیعى و متداول به نظر مى رسد. بعضى داراى همسر خوب و زندگى مرفه مى شوند و بعضى کاملاً برعکس و بعضى بسیار دیر ازدواج مى کنند و بعضى دیگر چنین موقعیتى را پیدا نخواهند کرد. همه این موارد دارای علل و عوامل خاص خود است . ما اگر بتوانیم علت حوادث و پیش آمد ها را شناسایی کنیم و آنها را به خوبی در زندگی به کار گیریم ، زندگی خوبی خواهیم داشت.
پس موفقیت یا عدم موفقیت ما در زندگی در گرو شناخت صحیح و عمل بر طبق آن است.
برخی از عواملی که در زندگی ما تأثیر دارند ، عوامل معنوی هستند که از جمله آنها دعا است . دعای نیک که از اولیاى الهى صادر شود و نیز دعاى پدر و مادر در حق فرزند و نیز دعاى معلم در به دست آوردن توفیقات تأثیر حتمى دارد. ولى دعا هایی که برعلیه افراد نوشته یا خوانده شود ، اگر چه در مقطع خاصى ممکن است تأثیر گذار باشد، ولى نمى تواند زیان جدّى وارد کند. خداوند در قرآن بعد از بیان این که قوم یهود از دو فرشته ، چیزهایی را یاد گرفتند تا با آن میان مرد و همسرش تفرقه ایجاد کنند؛ مى فرماید: ولى هیچ گاه نمى توانند بدون اجازه خداوند به انسان زیان برسانند. (1)
پس خواست الهی موثر است ، بنابراین می توان با دعا هایی که از طرف پیشوایان دینی وارد شده است ، آثار زیان بخش بعضی از چیز ها مانند دعای بد یا چشم زخم را بی اثر کرد
در کنفرانس تد 2010برترین ایده دنیا انتخاب شد
اشعه هاي کاتدي و کشف الکترون
Gps
صداي ديجيتالي با VOIP
رویای خیس
هورمون زنانه پروژسترون، خطر مرگ ناشي از آسيبهاي مغزي را كاهش ميدهد
بيخوابي، مغز را تحليل ميبرد
مديتيشن، طاقت و توان ذهني را تقويت ميكند
ابداع روش جديد براي نگهداري از واكسنها در دماي معمولي
دلایل تلف شدن رویانا/ شنگول و منگول در سلامت هستند
اضافه وزن خطر ديابت بارداري را افزايش مي دهد
آزبست، ابتلا به سرطان ریه در سیگاریها را 200 برابر میکند
آشپزباشی
لج و لجبازي
نقدی بر فیلم کتاب قانون